|
سلام. چطورین؟ من: اهههههه، برف! طلا: اهههههه، برف! شکول: اههههه، برف! بهار: اههههه، برف؟؟ و متوجه شدیم برف و باد و همه چیز داره با هم میاد پایین و نشسته به مقادیری باحال ! کل ماشین های میردامادو که خالی از برف کردیم، بعد هیچی برف بازی کردیم و این داداشم هی با گوله برف میزد به من، پسراهم که زورشون مثه شتر زیاده .. بعد موقع برگشتنی داداشم و دوستش شایان از یه ور دیگه رفتن که به یکی از رفقاشونم سری زده باشن و منو سپید از یه راه دیگه اومدیم. داشتیم به ماشین ها برف میزدیم (با توجه به اینکه داداشم نبود! شال گردنشم افتاد تو گِل! داداش: و یه دعوای حسابی با اون پسرا کردن و مارو آوردن خونه !
خیلی خوش گذشت و تازه منم آدم برفی ساختم، یه عکس خوبشو پیدا میکنم میذارم !! اسمشم گذاشتم خشایار! شماها برف بازی نکردین؟؟؟؟؟
سلام دوستان. زمستون داره نزدیک میشه، میدونید دلم وقت بود که برای یه برف درست و حسابی و زیاد تنگ شده بود. خیلی دلم میخواد یه برف قشنگ و توپ بباره، یه برفی که قشنگ یه هفته ای رو تعطیل شیم ! قشنگ یک متر برف بشینه، کاش کی بازم لوله ها بترکه! ادامه مطلب
بینگو!
من همیشه آدمی هستم که خیلی خیال پردازی میکنم و کلا خیلی زیادی واسه خودم حرف میزنم!توجه داشته باشید، منظورم آپ قبلی بود! خب خب خب، خیلی اولا که دلم براتوووون تنگ شده بود، ببخشید اگه شما نظر میدین ولی من نمیام نظر بدم تابستون و واسه اینکه ذوق کنید، عید! میام وبلاگتون اینقدر نظر میدم که سیم کارتتون بسوزه. برای جلوگیری از ضایع شدن من، بریم ادامه ی مطلب! پایه اید؟
امروز داشتم ... راستی سلام! ....، امروز داشتم مجله رو ورق میزدم توی قسمت مشاوره اش چشمم افتاد به کلمه ی بیست سال دیگه یا بهتره یگم این عبارت!
|
About![]()
سلام. تقریبا" سر جمع مدت یک سال هست که این وبلاگ رو دارم. میخوام شروع کنم به پاک سازی یا نو سازی . به همه ی دوستام حتما" خبر میدم که بیان و وبلاگ جدید من رو ادد کنند. تا آخر خرداد این وبلاگ به فراموش شدگان سپرده میشه. پس تا کلاس اولی ها دومی نشده , بیاید تو .. Archivesخرداد 1388اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 Links
پدرخوانده (مرکز رمز های بازی کامپیوتری)
پرتغال نه. "ماهی!!" |