تبليغاتX
کلاس اولی ها

کلاس اولی ها

تحمل کن .. سخت است .. ممکن .. اما دشوار ..

سلام..

از متن این نوشته حتما" میفهمید موضوع بحثم چیه! اما نمیذارم خسته کننده بشه، چون میدونم هرا میرین همه دارن از ولنتاین میگن، همون مرد که دستور کشته شدنش رو داده بودند و داستانش و اینا!

من هر سال ولنتاین از دوم راهنمایی قضیه هایی دارم و فکر می کنم خدا واقعا روز عشق رو برای این آفریده! من هر سال ولنتاین قراره برم بیرون و در اثر یک اتفاق؛ یک عشق رو ببینم.

عشقی از عشق های خودم، از دوست های قبلی ام، از بازیگرای مورد علاقه ام، از بچه های محلمون که بعضی هاشونو دوست دارم و هر کسی که بگید !

امروز هم مثل روزهای ولنتاین دیگه بود.. بیرون از خونه؛

من که حتما خبر دارید دوست پسر ندارم و اگه داشتم هم چیزی براش نمیخریدم چون پسرا پررو میشن. اما رفته بودم برای یکی از دوستام (البته برای دوست پسر دوستم! ) یه چیزی بخرم که یکی از عزیزان رو دیدم. البته دوتا دیدم، یکی اشون دختر بود و یکی اشون پسر. پسره که اومد جلو و صحبت هم کرد و بعد رفت و من خیلی خوشحالم که دوباره صداشو شنیدم و دختره..

فکر میکنم تا من رو دید سرش رو انداخت پایین و رفت ، اشکالی نداره..

همه یه وقتی از آدما فرار میکنن!! تو هم روش!!

اما؛ من یه نصیحت هم بکنم

اصلا واسه عشقتون کادو نخرید باب! میخواید چی کار؟ مگه بیکارید؟ اگه عشق واقعی باشه اصلا نیازی به کادو نداره!! فهمیدی؟؟؟؟؟

 

راستی دیروز سر کلاس هندسه بودیم من نمیدونم از کی شنیدم دیشبش مثلث قائم الزاویه رو گفته بود " زائم القاویه!!" و من تو امتحان همه اش مینوشتم مثلث زائم القاویه!! اعصابم صاف شده بود.. اه!!

راستی در مورد بازی فردا میخوام شرط بندی کنم:

کیا میگن استقلال می بره ؟ (من!)

کیا میگن پرسپولیس میبره !!؟؟ (ریز میبینمشون!)

کیا میگن مساوی میشه..! (امیدوارم نشه!)

 

استقلال بازی فردا رو میبره؛ چون از همه جهت به پرسپولیس سره.

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت22:9توسط یک کلاس اولی تنها | |

مروز یک روز دیگه است و من این رو میدونم! من میدونم که امروز، دیروز نیست و میدونم که نمیدونم امروز فرداست، یا نه..

 

شما هم اگه میخواید بفهمید من چی گفتم، باید متوجه بشید که یک مغز فیلتر شده چیه! توی اینجا، هیچ کس ِ هیچ کس ِ هیچ کس نیست که دو گانه نشده باشه.

منظورم رو می فهمید، خدایی شما این طوری نیستید؟ همه توی خونه اتون بهتون یه چیزایی یاد میدن و اون وقت، توی مدرسه چیزهایی مخالف اون رو از ما انتظار دارن.. چرا مدرسه؟ تو کل جامعه!

من از اول زندگی ام تا الان هرگز بهم فشار نیومده بود که بیا نماز بخون (توی خونه) و من صلوات هم بلد نیستم بفرستم!! چه برسه به نماز..! من خدا رو عاشقانه دوست دارم و این به من و خدا مربوطه.. نه به نمره ی معارف من!! که به خاطر اینکه من هیچ وقت تو مدرسه نماز نمیخونم باید یه نمره از من کم شه!!

این چیزا مثال بود؛ خیلی حرف های دیگه هست.. ما داریم دو رو میشیم.. کاش میشد هرجا میریم خودمون باشیم. کاش میشد وقتی توی جمع دوستات هستی مجبور نباشی خودت رو مثل اونها کنی تا تورو راحت بپذیرن.. کاش مجبور نباشی وقتی با یه عده معتاد هستی؛ مواد بکشی تا اونا بذارن تو کنارشون باشی.

یکی از دوستام رو برای مدت زیادی بود ندیده بودم و چندروز پیش توی خیابون کرمان (نزدیک هفت حوض) دیدمش. نمیدونم اون هم همون قدر از دیدن من تعجب کرد که من کردم! واقعا با دیدنش جا خوردم، اون دوست ساده و بی آلایش من تبدیل به یک هرزه ی واقعی شده بود و وقتی از یکی دیگه از دوستای قدیمی ام پرسیدم که تا حالا "فلانی" رو دیده بودی؟ گفت: " ولش کن اون آشغالو! میدونی که ..؟؟" و من تنها کاری که از دستم بر می اومد این بود که به حال "فلانی" زار بزنم..

 

و میدونید از دوستم چی شنیدم؟ اون با فلانی صمیمی تر بود و بهم گفت که فلانی به خاطر دوستاش مجبور شده این طوری بشه. چون دوستاش همه خراب بودن، اون هم باید خراب میشده که بتونه توی اون گروه دوستی جا داشته باشه..

ما آدمیم ، همه امون قرار نیست به خاطر آدمها زندگی کنیم؟ قرار نیست بمیریم به خاطر یکی دیگه!

ما برای خودمون و هدفمون زنده ایم؛

کاش "فلانی" اینجارو بخونه و بدونه که چقدر دلم میخواست همون مطلب قبلی اینجا باشه .. اما مجبور شدم از این جا بهش بفهمونم راهی که داره میره درست نیست.

من قبول دارم مجبوریم؛ اگه با بقیه هم رنگ نباشیم "" اسگل "" خطاب میشیم اما میشه با این اکیپ ها همرنگ نشد.. من و قتی سه سال پیش کنار این دوست عزیزم وامیستادم خیلی خیلی خوش تیپ تر نشون میدادم اما حالا؛؛ من در مقابل اون مثل یک پیرزن ساده هستم.

براش متاسفم و امیدوارم یکی به خودش بیاره..

.........................................................

...........................

......................................................................

..................................

** مغزم فیلتر شده. بسته شده! **

:: مشترک مورد نظر این سایت طبق قوانین ، فیلتر شده است ::

 

+نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت14:12توسط یک کلاس اولی تنها | |