تبليغاتX
کلاس اولی ها - نوستالوژی

کلاس اولی ها

تحمل کن .. سخت است .. ممکن .. اما دشوار ..

سلام.. حال شما؟ من هم بد نیستم.. یه وقت اصلا" حال نپرسیداااا !

چند وقت هست که میخوام آپ کنم، هِی نمیشه. البته فکر کنم یه هفته بیشتر نبود که نت نیومده بودم.در هر حال، خیلی دلم تنگ شده بود. به عنوان آخرین مطلب ها توی کلاس اولی ها دارم می نویسم. شاید کل این وبلاگ همه اش با هم حذف بشه و شاید بمونه و به تاریخ بپیونده. اما قول میدم یک وبلاگ بهتر، با یک اسم بهتر، با یک قالب جدید تر و .. و کلا" بهتر درست کنم! الان میدونم دقیقا" همتون این حالت هستید،

۱- اَه.. خدایا نظر میکنم اگه این وبلاگ نزد کل ِ ایران چلو کباب مهمون من..خدا..خدا..

۲- باز این میخواد وبلاگ بزنه، این چرا حالیش نیست؟ ول کن هم نیست! هِی ما نظر نمیدیم باز میاد خفت میکنه آدمو: نظر بذار!

۳- اَه.. حالا مطلباش هیچی ولی .. از حالا باید ایگنورش کنم که اینقدر سند تو آل ِ تبلیغ وبلاگشو نفرسته..

اما باور کنید دیگه این طوری نیست. من مثله بچه ی آدم آپمو میکنم، دیگه برام مهم نیست نظرات پست هام صفر باشه یا ۵۰ ! توی این مطلب میخوام سه تا موضوع رو در موردش بحث کنم .

نوستالوژی

 

ممنون از سهراب  بوقی که من رو هم دعوت کرد تا من ۵ مورد.. که البته خوب نیست، ۸ تا مورد از نوستالوژی مینویسم. چهار تاشو جدی می نویسم و چهار تا شو سعی میکنم اینقدر غمگین نباشند..چون من آدم غمگینی نیستم!

نوستالوژی

نوستالوژی یعنی کیبورد کامپیوتر ، یعنی نگاه به صفحه ی مانیتور.. یعنی باز های ِ چت ..یعنی نصف عمرم پرید!!

نوستالوژی یعنی اون دست ِ محکم که دیگه هیچ وقت نمیتونم وقتی نگهش میدارم حس کنم مورد حمایتم.

نوستالوژی یعنی روشنگران ، که باعث شد دوستامو پیدا کنم.. باعث شد خودم رو نشون بدم و باعث شد خیلی خسته بشم ..

نوستالوژی یعنی خواب .. خواب هایی که هر شب میبینم.

نوستالوژی ، یعنی سنگ های قطور کنار جاده ی چالوس که مکانی است برای دفع!! نامردا نمی کنند یه دستشویی بسازن کنار جاده ها..

نوستالوژی یعنی دم  ِ کافی شاپ ِ * * * بگیرنت!

نوستالوژی یعنی موشولینا کوشن .. یعنی: سیاه شدی رفتی عربستان ِ صعودی؟؟

و بالاخره ،

نوستالوژی یعنی کمد اتاق خواب..

نوستالوژی یعنی توستالوژی (نون تست!!)

نوستالوژی یعنی ازداود،محمد،ندا ،یاسی و سعید

نوستالوژی یعنی هرچی از خاطرات یادم بیاد اینجا نوشتم! نوستالوژی یعنی اینکه یکی منو الان بیاد از تو سیم برق بکشه.. نه نه، نوستالوژی نیست.. برق خطر داره.. نوستالوژی یعنی بریم سر امتحانات خرداد تا من نوستالوژی و اجدادشو خز نکردم...

و البته.. ما هم که از ۳۱ خرداد امتحانات ِ ترم دویممون شروع میشه و به شدت درگیر درس و مقادیر بسیار فراوان و نجومی خر زدن هستیم. فکر میکنم به روزی ۲۰ ساعت درس خوندن بکشه!!!! من معمولی تو یه هفته ۴۰ ساعت درس میخونم، ببین تو امتحانا چی میشه! فقط معدل بیست، فقط صنعتی شریف !!

و بنابراین، آخرین مطلب من یا توی خرداد هست یا آخرای خرداد بعد از انتخابات .

راستی من میتونم رای بدم فکر کنم! هممم.و البته تولد ملی هم هست ! ملیکا خره که گاو منه! و حتما" از طریق نظرات میشناسیدش.. خاک تو سرت خر  ِ گاو ، تولدت مبارک!!!! (اینم یک بیت شعر  ِ نوی ِ فلبداهه!!)

خب من برم گم شم.. شما هم برید گم شید!

همه میریم گم شیم..

 

+نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت18:25توسط یک کلاس اولی تنها | |